<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: فن‌کست ۵: گفتگو با متین ایزدی	</title>
	<atom:link href="https://fancast.ir/matin-izadi/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://fancast.ir/matin-izadi/</link>
	<description>گپ و گفت با اهل فن</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 Jan 2020 13:16:57 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.7.2</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: علی		</title>
		<link>https://fancast.ir/matin-izadi/#comment-4</link>

		<dc:creator><![CDATA[علی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Jan 2020 13:16:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://fancast.ir/?p=66#comment-4</guid>

					<description><![CDATA[درود
 وقتی داستان بقیه بازیسازها(واقعی) رو می شنوم  شباهت هایی عجیب رو میبینم انگار یه جاهایی کنار هم شروع کردیم که اینقدر دقدقه های اولیه و وسط کار شبیه هم بوده .
ولی جایی که برام جذاب بود جاهایی بود که ماجرا متفاوت بود . مثلا جاهایی که برای من یک گروه ایجاد می شد اون گروه هیچوقت تبدیل به یک تیم نمی شد که منم می تونستم تسلیم بشم ولی تصمیم گرفتم ...
 ببینم یه تکاور (بازیساز تکنفره) چطور می تونه یه پایگاه بزرگ نظامی (این دنیای گسترده گیم) روبه زانو دربیاره (واقعا ساده نیست). بدون شک  اول باید در چند حرفه ورزیده باشی مثل تیراندازی ، آمادگی بدنی و... (برنامه نویسی ، کاربا انجینوانیمیشن و ...) و بعد باید بگردی دنبال  ایده حمله از جایی که کمتر نگهبانی میشه (مثل فاضلاب توی خیلی از فیلم ها دیدیم) و مهمتر از همه باید در دامنه سکوت حرکت کنی چون تجربه ای که داشتم سروصدا کردن برای ساخت بازی نگهبان های اون پادگان بزرگ (انرژی های منفی و ...) میان سراغت که یا زندانی شدن نصیبت میشه یا فرار و یا مبارزه سخت تر .
خودم بارها به زندان این کار افتادم و فرارد کردم :D]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درود<br />
 وقتی داستان بقیه بازیسازها(واقعی) رو می شنوم  شباهت هایی عجیب رو میبینم انگار یه جاهایی کنار هم شروع کردیم که اینقدر دقدقه های اولیه و وسط کار شبیه هم بوده .<br />
ولی جایی که برام جذاب بود جاهایی بود که ماجرا متفاوت بود . مثلا جاهایی که برای من یک گروه ایجاد می شد اون گروه هیچوقت تبدیل به یک تیم نمی شد که منم می تونستم تسلیم بشم ولی تصمیم گرفتم &#8230;<br />
 ببینم یه تکاور (بازیساز تکنفره) چطور می تونه یه پایگاه بزرگ نظامی (این دنیای گسترده گیم) روبه زانو دربیاره (واقعا ساده نیست). بدون شک  اول باید در چند حرفه ورزیده باشی مثل تیراندازی ، آمادگی بدنی و&#8230; (برنامه نویسی ، کاربا انجینوانیمیشن و &#8230;) و بعد باید بگردی دنبال  ایده حمله از جایی که کمتر نگهبانی میشه (مثل فاضلاب توی خیلی از فیلم ها دیدیم) و مهمتر از همه باید در دامنه سکوت حرکت کنی چون تجربه ای که داشتم سروصدا کردن برای ساخت بازی نگهبان های اون پادگان بزرگ (انرژی های منفی و &#8230;) میان سراغت که یا زندانی شدن نصیبت میشه یا فرار و یا مبارزه سخت تر .<br />
خودم بارها به زندان این کار افتادم و فرارد کردم 😀</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ابوالفضل		</title>
		<link>https://fancast.ir/matin-izadi/#comment-3</link>

		<dc:creator><![CDATA[ابوالفضل]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Jan 2020 09:32:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://fancast.ir/?p=66#comment-3</guid>

					<description><![CDATA[سلام...ما یه تیم بازی سازی نوپا هستیم که تا بحال دوتا بازی به بازار ارائه دادیم...دنبال یه راه ارتباطی باهاتون هستیم برای راهنمایی و مشاوره...میشه راهنمایی کنید؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230;ما یه تیم بازی سازی نوپا هستیم که تا بحال دوتا بازی به بازار ارائه دادیم&#8230;دنبال یه راه ارتباطی باهاتون هستیم برای راهنمایی و مشاوره&#8230;میشه راهنمایی کنید؟</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
